یک مکنده‌ی دود و آلودگی و دیگر طرح های شهر جادویی

Daan Roosegaarde با استفاده از فن آوری و تفکر خلاق برای تولید تخیلی، طرح های زمین دوستانه فعالیت می کند. او آخرین پروژه های خود را ارائه می دهد، از مسیر دوچرخه ای در آیندووهن، جایی که او “شب های ستاره ای” را دوباره تفسیر کرد تا مردم به انرژی سبز فکر کنند، به پکن رفتند، جایی که وی یک جارو برقی را برای تمیز کردن هوا در پارک های محلی، طبقه سالنی که برق را برای قدرت یک غرفه دی جی تولید می کند. دیدگاه Roosegaarde را برای آینده ای که خلاقیت واقعی در آن است را بررسی کنید .

ایده ستاره های شب برای مراسم انجمن ون گوگ

این ستاره های شبرنگ کوچک که روی سقف اتاق‌تان بودند را از زمانی که شما یک دختر یا پسر کوچولو بودید به خاطر دارید؟ آره؟

اینها نوراند، نور خالص، فکر کنم از وقتی ۵ ساله بودم زیادی بهشون خیره می‌شدم، می‌دونید؟ خیلی زیباست؛ بدون پرداخت هیچ هزینه‌ای، بدون نیاز به نگهداری. همیشه اونجا هستند.

خُب دوسال پیش ما به آزمایشگاه برگشتیم و زمان تابش و نور آن را به کمک متخصصان این حرفه افزایش دادیم. همزمان یه درخواست از انجمن ون‌گوگ معروف دریافت کردیم که می‌خواستند سالگرد ۱۲۰ سالگی‌شان را درهلند جشن بگیرند. آنها سراغ من آمدند و پرسیدند، ” می توانی فضایی درست کنی که حس زنده بودن (ونگوگ) را دوباره در هلند ایجاد کند؟”

مسیر دوچرخه سواری نورانی

مسیرهای-دوچرخه-سواری-نورانی
مسیرهای-دوچرخه-سواری-نورانی

و من این سوال را خیلی دوست داشتم، پس، یجورایی شروع کردیم به وصل کردن این دو جهان متفاوت. مغز من اینطوری کار میکنه، ضمناً دوست دارم یک ساعت مداوم این کاررا انجام بدهم اما بلاخره؛
و این نتیجه‌ایست که بدست آوردیم، مسیری دوچرخه سواری که در طور روز با نور خورشید شارژ میشود و در شب تا حداکثر هشت ساعت میدرخشد.

با اشاره به آینده‌ای که می‌بایست بیشتر انرژی دوست باشد و وصل کردنش به زمین های محلی که ونگوگ در سال ۱۸۸۳ روی آنها راه رفته و زندگی کرده است و شما بدون نیاز به بلیط و رایگان هرشب می‌توانید به آنجا بروید. مردم زیبایی دوچرخه سواری در یک شب پرستاره را تجربه می‌کنند و به انرژی سبز و ایمن آن فکر می‌کنند.

من می خواهم فضاهایی را بسازم که مردم بتوانند دوباره احساس ارتباط کنند. و این یه جورایی عالی بود که این پروژه‌ها را با صنعت و کمپانی های زیرساخت به انجام برسانیم. پس وقتی این شیخ های قطری شروع کردند به زنگ زدن که “۱۰ کیلومتر آن چقدر می‌شود؟”

آره، واقعاً، عجیب‌ترین تماسی است که می‌توانید دریافت کنید. اما شگفت انگیز است که این از اون چیزهای خاص برای داشتن نیست. من فکر می‌کنم این نوع از تفکرات خلاقانه، شکلی از ارتباطات و اقتصاد جدید است.

خلاقیت یک سرمایه واقعی

انجمن اقتصاد جهانی، یک خانه‌ی فکر در ژنو، مصاحبه ای با تعداد زیادی از افراد باهوش از سرتاسر دنیا داشتند، و پرسیدند “۱۰ مهارت برتری که من و شما برای موفقیت نیاز داریم، چه چیزهایی هستند؟” و چیزی که جالبه همش درباره‌ی پول نیست یا حرفه‌ای بودن در ++C ، اگرچه باید قبول کنم که داشتن این مهارت‌ها خیلی خوب است.

اما به شماره سه دقت کنید، خلاقیت؛ شماره دو، تفکرات حیاتی؛ شماره یک، حل مسائل پیچیده؛ همه‌ی چیزهایی که یک ربات یا یک کامپیوتر در انجام دادن آن واقعاً بد است. و این خیلی من را امیدوار و خوشبین کرد برای یک دنیای جدید، که ما در این دنیای فرا پیشرفته زندگی خواهیم کرد، مهارت‌های انسانی ما، میل ما برای یکدلی، حس کنجکاوی‌مان، میل ما به زیبایی، بیشتر به آنها ارج داده خواهد شد و در دنیایی زندگی خواهیم کرد که خلاقیت سرمایه واقعی ما باشد.

آلودگی، آینده تاریک و ترسناک

و یک پروسه‌ی خلاقانه مانند آن، نمی‌دانم برای شما چگونه است، اما در مغز من، همیشه با یک سوال شروع می‌شود: چرا؟ چرا عروس دریایی از خود نور ساطع می‌کند؟ یا یک کرم شب‌تاب؟ چرا آلودگی را پذیرفتیم؟ این هم از اتاق من در سه سال پیش در بیجینگ.

عکس سمت چپ یک روز خوب را نشان می‌دهد، شنبه. می‌توانم ماشین‌ها، مردم، پرندگان را ببینم؛ زندگی در این شهر متراکم خوب به نظر می‌آید. و در عکس سمت راست، آلودگی با لایه‌هایی کامل از دود. حتی نمی‌توانم سمت دیگری از شهر را ببینم.
این عکس من را بسیار ناراحت کرد. این آینده‌ی درخشانی نیست و این ترسناک است. ما پنج یا شش سال کمتر زندگی می‌کنیم؛ کودکان در شش سالگی سرطان ریه می‌گیرند. و من در این لحظه، توسط این دود غلیظ بیجینگ مسحور شدم.

مکنده‌ی دود و آلودگی

مکنده‌-دود-و-آلودگی
مکنده‌-دود-و-آلودگی

دولتهای سرتاسر جهان در حال جنگ با این دود غلیظ هستند، اما من می‌خواستم چیزی در آنِ واحد بسازم. پس تصمیم گرفتیم که بزرگترین مکنده‌ی دود و آلودگی در جهان را بسازیم.

این دستگاه آلودگی هوا را می‌مکد، تمیزش می‌کند و بعد آنرا می‌دمد. ما اولین نمونه را ساختیم و آن سی‌هزار متر مکعب هوا را در هر ساعت می‌مکید و در سطح نانو آنرا تمیز می‌کرد.

ذرات جامد و معلق PM2.5 و PM10 را با استفاده از الکتریسیته خیلی کم، و سپس با دمیدن هوای تمیز آلودگی را از بین می برد، ما پارک‌ها و زمین‌های بازی‌ای داشتیم که ٪۵۵ تا ۷۵٪ نسبت به بقیه شهرتمیزتر شده بودند.

هر ماهی یکبار یا بیشتر، مانند یک سفینه فضایی باز می‌شود و هوا را تمیز می کند.

پسماند-با-ارزش-کربن-دار
پسماند-با-ارزش-کربن-دار

پسماند های با ارزش کربن دار

این همان چیزهایی بودند که ما صید کردیم. این دود غلیظ بیجینگ است. این الان در ریه‌های ماست. اگر شما در کنار یک بزرگراه زندگی می‌کنید، مانند این است که روزی ۱۷ نخ سیگار می‌کشید. به نظرتان ما دیوانه‌ایم؟ کی ما جواب بله به آن دادیم؟

و ما یک سبداز این مواد حال بهم زن در استودیوی خودمان داشتیم، و در یک دوشنبه صبح، باهم گفتگو می‌کردیم، و می‌گفتیم، “خب چکار باید باهاش بکنیم؟ می توانیم دور بندازیمش؟” در نهایت فهمیدیم: نه، نه، نه، نه، نه، نه — پسماندی نباید باشد .

 

 

انگشترهای الماسی و بدون آلودگی!

و ما فهمیدیم که ۴۲ درصد از این ماده از کربن ساخته شده، و کربن، البته تحت فشار زیاد، فکرکنم گرفتین… الماس. پس با الهام از این قضیه آن را ۳۰ دقیقه کمپرس کردیم. حلقه‌هایی بدون آلودگی ساختیم.

شما با خریدن یک حلقه ، ۱٫۰۰۰ متر مکعب هوای پاک به شهر هدیه می‌دهید. یک مکعب کوچولوی معلق. این را به شما می‌دهم.

و ما این حلقه ها را بصورت آنلاین برای فروش گذاشتیم. و مردم شروع به پیش خرید آنها کردند، اما مهم‌تر از آن پیش پرداخت هزینه‌ی آنها بود. بنابراین، بودجه‌ای که از ساخت جواهر بدست آوردیم به ما کمک کرد، تا اولین سازه را بسازیم.

انگشتر-بدون-آلودگی
انگشتر-بدون-آلودگی

و خیلی قدرتمند بود. بنابراین پسماند فعال کننده، ما را توانمند ساخت. همچنین بازخوردهایی که از جامعه گرفتیم. این عروسی یک زوج هندی است، که او از آن خانم با حلقه‌ی غیرآلوده خواستگاری کرد. به مانند نشانی از زیبایی، نشانی از امید.

دوچرخه‌های بدون آلودگی !

همین الان، این پروژه در سرتاسر چین دارد سفر می‌کند، که در واقع با پشتیبانی دولت مرکزی چین، این امر میسر شد. بنابراین اولین هدف ما فراهم کردن پارک‌های محلی با هوایی پاک، که خیلی خوب دارد کار می‌کند.

دوچرخه‌-بدون-آلودگی
دوچرخه‌-بدون-آلودگی

۵۵ الی ۷۵ درصد هوای پاکتر و همزمان با آن، ما با ان-جی-او ها، فرماندارها، دانش‌آموزان، با افراد فنی، هم گروه شده‌ایم که به آنها بگوییم “چجوری می تونیم کل شهر را از آلودگی پاک کنیم؟” همه‌اش درباره رویای هوای پاک است. کارگاه برگزار می‌کنیم. ایده‌های جدید سر در میاورند.

این دوچرخه‌های بدون آلودگی که، من هلندیم، درسته؟ من این “DNA دوچرخه” را جایی در بدنم دارم. و همچنان که هوای آلوده را می‌مکد، تمیزش می‌کند و آنرا آزاد می‌کند، توی جنگ در برابر ماشین، به امید جشن پیروزی دوچرخه.

و الان، به اصطلاح روی نوعی “معامله دوطرفه” کار می‌کنیم، که می‌گوید، “سازه‌های تمیز کننده، حلقه های بدون آلودگی.” طرف صحبت ما شهرداران و فرمانداران جهان است، ما به آنها می‌گوییم، “ما می‌توانیم یک کاهش نسبی آلودگی را بین ۲۰ تا ۴۰ درصد تضمین کنیم . لطفاً همین الان اینجا را امضاء کنید.” آره؟

لامپ‌هایی که با برخورد با آب روشن می شوند !

پس همه‌اش درباره‌ی ارتباط بین تکنولوژی جدید و تفکر خلاقانه است. و اگر شما شروع به فکرکردن درباره آن کنید، چیزهای خیلی زیادی هست که بتوانید تصور کنید، خیلی کارهست که بتوانید انجام دهید. داریم روی زمین‌های رقصی کار می‌کنیم که هنگامی که شما روی آن می‌رقصید الکتریسیته تولید می‌کند.

ما آن را در سال ۲۰۰۸ طراحی کردیم. این، هشت یا نه میلیمتر جابجا می‌شود، و ۲۵ وات برق تولید می‌کند. و این برقی که تولید می‌کنیم برای نورپردازی یا سکوی DJ مورد استفاده قرار می‌گیرد. بعضی از پایداری‌ها به معنای کار بیشتر است، نه به معنای کار کمتر.

لامپ-های-آبی
لامپ-های-آبی

اما همچنین در مقیاسی بزرگتر، هلند، جایی که ازش می‌آیم، ما زیر سطح دریا زندگی می‌کنیم. بنابراین بخاطر همین زیبایی‌ها ، سد دریابند به مسافت سی و دو کیلومتر که بوسیله دست در سال ۱۹۳۲ ساخته شده. ما با آب زندگی می‌کنیم، با آب می‌جنگیم، سعی می‌کنیم هارمونی آنرا پیدا کنیم، اما گاهی اوقات فراموش می‌کنیم.

و درنهایت، ما “waterlicht” را ساختیم، ( لامپ‌هایی که با برخورد با آب روشن می شوند) یک ترکیب از LEDها و لنزها، که سطوح بالاتری از آب را نشان می‌دهد، تغییر دنیا، اگر ما بایستیم. اگر، امروز، همه‌ی ما به خانه‌هایمان برویم و بگوییم، “آه، به من چه، دیگری این را برای ما انجام خواهد داد،” یا منتظر دولت یا هرکسی بمانیم.

می‌دانید، ما آن را انجام نخواهیم داد. اشتباه است. ما این را در مکان‌های عمومی در سراسر جهان قرار دادیم. هزاران نفر از مردم را می‌بینید. پس هزاران نفر از مردم را می‌بینید، و بعضی از آنها، واقعاً، ترسیده بودند.

آنها رفتند؛ آنها در سال ۱۹۵۳ سیل را تجربه کرده بودند. و بقیه نیز مبهوت شده بودند. آیا می‌توانیم شهرهای شناور بسازیم؟ آیا می‌توانیم از جزر و مد الکتریسیته تولید کنیم؟

به همین جهت فکر می‌کنم که باید آزمایشاتی را طراحی کنیم، آزمایشاتی مشترک، جائیکه مردم توسط یک رویا، توسط یک آینده احساس ارتباط کنند و ممکن‌ها را به ورطه‌ی عمل بیاورند.

مقاومت در برابر ایده های جدید

در عین حال، می دانید، چیزهایی شبیه این راحت نیستند، درسته؟ یک جور کشاکش و تقلاست. و چیزی که من در زندگی‌ام تجربه کردم اینه که، خیلی از مردم می گویند که نوآوری می خواهند، و جلوتر و جدید بودن و آینده را می خواهند.

اما لحظه‌ای که یک ایده‌ی جدید را به آنها ارائه می کنید، یک جور تمایل عجیب وجود دارد که به هر ایده‌ای جوابی را بدهند که با دو کلمه شروع میشود. آنها چی‌اند؟

“آره، اما.” خیلی خوب. “آره، اما: این خیلی گران است، خیلی ارزان است، خیلی سریع است، خیلی کند است، خیلی زیباست، خیلی زشت است، هیچگاه تمام نمی‌شوند، همچنان هم وجود دارند.”

همه چیز را درمورد یک پروژه مشابه در چنین هفته‌ای شنیدم. و واقعاً خیلی خیلی من را آزار داد. کمی از موهایم جو-گندمی شد، و شروع کردم به پوشیدن لباس مشکی مانند یک معمار واقعی.

و یک روز صبح بلند شدم و گفتم، “دان، بس کن. این داره تورو به زیر میکشه. باید یه کاری باهاش بکنی. مانند یک عنصر یا یک ترکیب از آن استفاده کن.” و بنابراین تصمیم گرفتیم که بسازیم، که صندلی معروف “آره، اما” را درک کنیم.

و این یک صندلی است که توسط فریسو کرامر طراحی شده، یک طرح هلندی. اما ما کمی آنرا “به روز” کردیم، به اصطلاح، “کمی دستکاری‌اش” کردیم. ما یک دستگاه تشخیص صدای کوچک درست همینجا قرار دادیم.

پس وقتیکه شما روی صندلی می‌نشینید، و آن دو کلمه‌ی وحشتناک را به زبان میاورید، نابودکننده‌ی خلاقیت، کلمات کوچک آزار دهنده ، شما کمی اما کاملاً قوی، شوک الکتریکی کوچکی به پایین کمر شما وارد می‌کند .

و واقعاً جواب می‌دهد؛ آره، واقعاً. بعضی از مشتری‌ها مارا تنها گذاشتند، آنها واقعاً عصبی شدند. خوشبختانه خوب‌هایشان ماندند والبته خودمان هم از آن استفاده می‌کنیم.

اما آقایان و خانمها، بیاید نترسیم. بیاید کنجکاو باشیم، نه؟ و، می‌دانید، این روزها با گشتن در تد و گوش دادن به دیگر سخنرانان و دریافت کردن حس جمعیت، من را به یاد این سخنِ نویسنده‌ی کانادایی، مارشال مک لوهان، می‌اندازد، که می‌گفت، “در فضاپیمایی به نام زمین، هیچ مسافری وجود ندارد.

و همه‌ی ما خدمه‌ی آن هستیم.” و من فکر می‌کنم که این خیلی زیباست. این بسیار زیباست! ما فقط مصرف کننده نیستیم؛ انجام دهنده نیز هستیم: تصمیم می‌گیریم، اختراعات جدید می‌سازیم، رویاهای جدید می‌سازیم.

و من فکر می‌کنم اگر سعی کنیم که این نوع از تفکر را بیشتر جا بیاندازیم از همین امروز، همچنان جهان‌های جدیدی برای کشف خواهیم داشت.

2 COMMENTS

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here

eighteen − 11 =