یک بحران غذایی جهانی ممکن است فقط یک دهه از ما فاصله داشته باشد

روبرویی جهان با بحران کشاورزی در آینده نزدیک

سارا مِنکِر از حرفه خود در تجارت کالا دست کشید تا بتواند بفهمد که زنجیره ارزش جهانی کشاورزی چگونه کار می‌کند. اکتشافات او منجر به پیش‌بینی‌های تکان دهنده‌ای شده است، او می‌گوید: “اگر رشد فزاینده تقاضا از ظرفیت ساختاری سیستم کشاورزی برای تولید غذا فراتر برود جهان ممکن است با یک نقطه اوج بحران کشاورزی و غذا روبرو باشد، مردم از گرسنگی می‌میرند و دولت‌ها سقوط می‌کنند.”

۲۱۴ تریلیون کالری کمبود غذا تا سال ۲۰۲۷

مدل‌های مِنکِر پیش‌بینی می‌کند که این سناریو ظرف یک دهه ممکن است اتفاق بیافتد، جهان تا سال ۲۰۲۷ می‌تواند به میزان سالیانه ۲۱۴ تریلیون کالری کمبود غذا داشته باشد. او چشم اندازی از این جهان غیرممکن، و همچنین قدم‌هایی که امروز می‌توانیم برداریم تا از آن جلوگیری کنیم را ارائه می‌دهد.

جهان از سال ۲۰۰۹ حول یک روایت واحد درباره بحران غذایی پیش رو، و اینکه برای پیشگیری از آن چه باید بکنیم، در جا می‌زند. چگونه نه میلیارد انسان را تا آمدن سال ۲۰۵۰ می‌توان غذا داد؟ هر کنفرانس، پادکست، و گفتگو ی مذاکره‌ای حول موضوع امنیت غذایی جهانی با این پرسش آغاز می‌شود و در جهت این پاسخ ادامه می‌یابد که ما می‌بایست ۷۰ درصد بیشتر غذا تولید کنیم.

بازبینی مشکل قبل از بروز بحران غذایی

روایت سال ۲۰۵۰ از هنگامی آغاز به تکوین و رشد کرد که اندک زمانی از بالا رفتن بی‌سابقه قیمت غذا در سال ۲۰۰۸ گذشته بود. مردم در رنج و تلاش بسر می‌بردند، دولت‌ها و رهبران جهان می‌خواستند نشان بدهند که دارند توجه صرف می‌کنند و در حل آن مشکل تلاش به خرج می‌دهند.

چیزی که هست، ۲۰۵۰ تا حدی دوردست است که ارتباط با آن را برایمان سخت می‌کند، و مهمتر آن که، اگر ما به این نحو ادامه دهیم، به مراتب زودتر از اینها بحران خواهد آمد.

به عقیده من لازم است پرسش را جور دیگری طرح کنیم. پاسخ به چنین سوالی نیز لازم است در قالب دیگری طرح شود. اگر موفق شویم حکایت را از نو بنویسیم و جای آن را به ارقام جدیدی بدهیم که تصویر کاملتری به دست بدهند، ارقامی که برای همه قابل فهم و دسترسی باشد، آن وقت خواهیم توانست خود را از چنین بحرانی به کلی برهانیم.

عدم برابری عرضه با تقاضا بعد از نقطه اوج

من در زندگی گذشته یک معامله‌گر کالا بودم و یک چیز که در این حرفه آموختم آن است که هر بازاری یک نقطه اوج دارد، نقطه ای که در آن تغییر جهت آنقدر سریع رخ می‌دهد که در سطح جهانی تأثیر خواهد گذاشت و همه چیز را برای همیشه تغییر خواهد داد. به آخرین بحران مالی که رخ داد فکر کنید، یا سقوط دات کام.

پس نگرانی من اینجاست. ما ممکن است با یک نقطه اوج در زمینه غذا و کشاورزی جهانی روبرو باشیم اگر چنانچه تقاضای روزافزون از ظرفیت ساختاری سیستم کشاورزی برای تولید مواد غذایی فراتر برود. این بدان معناست که عَرضه دراین نقطه علی رغم رشد انفجاری قیمت کالا، توانایی برابری با تقاضا را ندارد، مگر آنکه ما موفق شویم به یک تحول ساختاری دست بزنیم.

این بار دیگر، این موضوعِ بازارهای سهام و پول نیست. بلکه درباره ی آدم‌هاست، مردم ممکن است از گرسنگی تلف شوند و دولت ها سقوط می‌کنند. این پرسش که در کدام مرحله عرضه تلاش می‌کند خود را به تقاضای روزافزون برساند، پرسشی بود که وقتی به معامله گری اشتغال داشتم نظرم را بخود جلب کرد.

ابداع Gro Intelligence

و به شکل یک دل مشغولی مطلق در آمد ازعلاقه‌مندی گذشت و بدل به یک به وسواس فکری شد هنگامی که به کمک تحقیقاتم متوجه شدم سیستم تا چه اندازه ازکار افتاده و ناتوانست و تا چه حد در تصمیم گیری های اساسی از میزان بسیار ناچیزی از اطلاعات بهره می‌گیرد.

اینجا بود که تصمیم گرفتم از دنبال کردن حرفه ام در وال استریت دوری کنم و در عوض یک سفر کارآفرینانه را آغاز کردم و دست به ابداع Gro Intelligence زدم. در Gro ما با تمرکز بر روی این داده ها کار لازم برای کارکردی شدن داده ها را انجام می دهیم تا تصمیم گیرندگان همه سطوح را توانمند سازی کنیم.

اما ضمن انجام این کار، ما همچنین متوجه شدیم که جهان، نه فقط رهبران جهان، بلکه هم صاحبان کار و کسب و هم شهروندان مثل هر نفری که در اینجا حاضر است، فاقد یک راهنمای کارکردی عملی در زمینه اینکه چطور جلوی وقوع یک بحران امنیت غذایی را می‌توان گرفت هستند.

یک دهه فاصله تا نقطه اوج غذا

به این ترتیب ما یک مدل ساختیم، با بهره جویی از داده‌هایی که در اختیار داشتیم، و برای نقطه اوج راه حل ارائه دادیم. حالا کسی نمی‌داند ما روی این مسئله کار کرده‌ایم و این نخستین باری است که کشفی را که کرده ایم در میان می‌گذارم.

آنچه ما کشف کردیم این بود که در واقع به نقطه اوج فقط یک دهه مانده است. ما دریافتیم که جهان با کمبودی معادل ۲۱۴ تریلیون کالری تا آمدن سال ۲۰۲۷ مواجه خواهد بود. دنیا در موقعیتی نیست که جوابگوی پر کردن این چاله باشد.

چرا ما برای غذا از واحد وزن گفتگو می‌کنیم؟

در اینجا متوجه خواهید شد آنطوری که اکنون این را مطرح می‌کنم با روشی که در آغاز بکار بردم فرق دارد، ومن دانسته این کار را می‌کنم چرا که تا بحال صورت مساله با کمیت جرم بررسی می‌شده است: فرض کنید کیلوگرم، تن، هکتوگرم، یا هر واحد جرم که بخواهید، چرا ما برای غذا از واحد وزن گفتگو می‌کنیم؟

برای آنکه آسان است. ما با نگاه کردن به یک تصویر می‌توانیم تُن‌های بار روی یک کشتی در تصویر را با یک ماشین حساب جیبی ساده تعیین بکنیم. کامیون‌ها هواپیماها و هلیکوپترها را می‌توانیم وزن کنیم. اما آنچه در مورد غذا برای ما مهم است ارزش غذایی آن است.

ما غذاها را به طرز برابر تولید نمی‌کنیم، حتی اگر از حیث وزن برابر باشند. این را من دست اول آموختم هنگامی که برای تحصیل از اتیوپی به آمریکا مهاجرت کردم.

در بازگشت به وطنم، پدرم که از دیدن من هیجان‌زده شده بود، با این سؤال که چرا چاق شده‌ام به من خوش‌آمد گفت. و معلوم شد که در آمریکا مصرف تقریباً همان مقدارغذا که در اتیوپی می‌خورده‌ام، راستش به چهره‌ام گردی خاصی بخشیده بود. برای همین است که باید به کالری اهمیت داد، و نه جرم. این کالری است که ضامن بقای ماست.

شکاف‌های کالری خالص کشورها در ۴۰ سال پیش

شکاف‌های-کالری-خالص-کشورها-40-سال-پیش
شکاف‌های-کالری-خالص-کشورها-۴۰-سال-پیش


خوب ۲۱۴ تریلیون کالری رقم بسیار بالایی است، و حتی متعهدترین ما هم درباره صدها تریلیون کالری فکر نمی‌کند. پس اجازه دهید من این را به طرز دیگری تشریح کنم. راه دیگر برای فکر کردن به این آن است که با ساندویچ بیگ مک حساب کنیم.

دویست و چهارده تریلیون کالری. یک عدد بیگ مک حاوی ۵۶۳ کالری است. بنابراین دنیا در سال ۲۰۲۷ با کمبودی برابر ۳۷۹ میلیارد بیگ مک روبرو خواهد بود. بیشتر از آنچه مک دونالدز تا حالا تولید کرده است.

حالا ما چطوری از همان اول سر از چنین ارقامی درآوردیم؟ این ارقام ساختگی نیستند. این نقشه نشان می‌دهد دنیا چهل سال پیش در کجا قرار داشته است.

شکاف‌های کالری خالص در هر کشور دنیا را نشان می‌دهد. ساده‌تر بگوییم، این میزان کالری مصرفی در یک کشور است منهای میزان کالری تولید شده در همان کشور.

این یک حاصل برآورد سوء تغذیه و این چیزها نیست. این به سادگی می‌گوید که چقدر کالری در ظرف یک سال مصرف می‌شود و از میزان کالری تولید شده کسر می‌شود. کشورهای به رنگ آبی صادر کننده خالص کالری، یا کشورهای خودکفا هستند.

آنها برای هوای بارانی اندکی ذخیره دارند. کشورهای به رنگ سرخ کالری وارد می‌کنند. هر چه عمیق‌تر، قرمز پررنگ‌تر، میزان واردات بالاتر. چهل سال پیش کشورهای کمتری صادر کننده کالری بودند، آنها را می‌شد با انگشتان یک دست شمرد.

بخش اعظم قاره آفریقا، اروپا و بیشتر آسیا، آمریکای جنوبی بجز آرژانتین، همه واردکنندگان خالص کالری بودند. وتعجب آور آنکه چین در واقع صاحب خودکفایی غذایی بوده است. هندوستان یک وارد کننده عظیم بوده است.

شکاف‌های کالری خالص کشورها در امروز

شکاف‌های-کالری-خالص-کشورها-امروز
شکاف‌های-کالری-خالص-کشورها-امروز

چهل سال بعد این امروز است. تغییرات شدیدی که در دنیا روی داده است را می‌توان مشاهده کرد. برزیل به عنوان یک نیروگاه کشاورزی ظهور کرده است. اروپا بر کشاورزی جهانی چیره است. هند از حیطه سرخ به آبی برگشته. و به خودکفایی غذایی دست یافته. و چین هم از آبی روشن به پررنگ ترین سرخی که روی این نقشه هست تغییر یافته.

 

چگونه ما سر از اینجا درآوردیم؟ چه اتفاقی افتاده است؟

این نمودار هند و آفریقا را نشان می‌دهد. خط آبی هند است، خط قرمز آفریقا است. چگونه است این دو منطقه که در شروع آن‌قدر یکسان بودند در عبور از گذرگاه بسیار مشابهی از چنین مسیرهای مختلفی سردرآورند؟ هند شاهد یک انقلاب سبز بوده است.

عکس-نمودار-هند-و-آفریقا
عکس-نمودار-هند-و-آفریقا

در آفریقا حتی یک کشور هم انقلاب سبز نداشته است. نتیجه نهایی چه می‌شود؟ هند به خودکفایی غذایی می‌رسد و دردهه‌ی گذشته کالری صادر کرده است. قاره آفریقا امروزه سالانه بالغ بر ۳۰۰ تریلیون کالری وارد می‌کند. و سپس چین خط سبز.

 

 

عکس-نمودار-هند،-آفریقا-و-چین
عکس-نمودار-هند،-آفریقا-و-چین

تغییر وضعیت از آبی به قرمز روشن را به یاد دارید؟ چه اتفاقی افتاد و در چه زمانی؟ چین به نظر می‌رسید در مسیری مشابه هند باشد تا آغاز سده ۲۱ام، و بعد ناگهان ورق برگشت. یک جمعیت جوان و رو به رشد همراه با رشد اقتصادی قابل توجه بطور انفجاری به ترقی شایانی دست یافت و هیچ کس در بازارها آن را پیش‌بینی نکرد.این جهش برای بازارهای جهانی کشاورزی همه چیز بود. خوشبختانه حالا آمریکای جنوبی هم‌زمان با برخاستن چین رونق خود را آغاز کرد. و بنابراین، عرضه و تقاضا هنوز هم تا حدی متعادل بود.

در ده سال دیگر جهان چگونه است؟

بنابراین پرسش این خواهد بود، از اینجا به چه سمتی می‌رویم؟ تعجب آور اینکه، این یک داستان جدید نیست، با این تفاوت که این بار داستان فقط مربوط به چین نیست. ادامه چین است، و تقویت آفریقا و یک تغییرانگاره در هند. تا رسیدن سال ۲۰۲۳، جمعیت آفریقا پیش بینی می‌شود از هند و چین پیشی خواهد گرفت.

عکس-نقطه-تقاطع-چالش‌-در-عرصه-امنیت-غذایی-جهان
عکس-نقطه-تقاطع-چالش‌-در-عرصه-امنیت-غذایی-جهان

تا سال ۲۰۲۳ این سه منطقه با هم بیشتر از نیمی از جمعیت جهان را تشکیل خواهند داد. این نقطه تقاطع چالش‌های واقعاً جالبی را در عرصه امنیت غذایی جهان مطرح خواهد کرد. و چند سال بعد ما با این واقعیت سخت مواجه خواهیم شد.

در ده سال دیگر جهان چگونه است؟ تا کنون، همانطور که گفتم هند از خودکفایی غذایی برخوردار بوده است. اکثراً پیش‌بینی می‌کنند که هند به این روند ادامه خواهد داد. ولی ما مخالف هستیم. هند به زودی به یک وارد کننده خالص کالری تبدیل خواهد شد.

عکس-نمودار-هند،-آفریقا-و-چین
عکس-نمودار-هند،-آفریقا-و-چین

عامل تعیین کننده آن هم تقاضای در حال رشد است هم از نقطه نظر رشد جمعیت و هم از نقطه نظر رشد اقتصادی. هر دو در افزایش تقاضا دخیل هستند.

حتی اگر به فرضیه‌های خوش بینانه در زمینه رشد تولید قائل باشیم، این فقط آن تبدیل کوچک را سبب خواهد شد. آن تبدیل کوچک می‌تواند پیامدهای بزرگی داشته باشد.

بعد، آفریقا ادامه خواهد داد به عنوان یک وارد کننده خالص کالای کالری، که باز توسط رشد جمعیت و رشد اقتصادی هدایت می‌شود. و این بار بر نظریه‌های خوش بینانه توسعه فرآوری استوار است.

سپس چین، که رشد جمعیت آن به کندی می‌گراید، مصرف کالری انفجاری خواهد داشت زیرا نوع کالای کالری که به مصرف می‌رسد نیز به غذاهای حاوی کالری بالا تغییر می‌یابد. پس بنابراین، این سه منطقه مجموعاً چالش به واقع جالبی را پیش روی دنیا قرارخواهند داد.

امکان تمام شدن کالری های مازاد تولید شده در آمریکای شمالی و جنوبی و اروپا

تا به امروز کشورهای مواجه با کمبود کالای کالری می‌توانسته‌اند این کاستی را با وارد کردن کالا از مناطق دارای مازاد جبران کنند. منظورم از مناطق دارای مازاد کالا آمریکای شمالی، آمریکای جنوبی و قاره اروپا است. این نمودار خطی در اینجا نمایان‌گر رشد، همچنین رشد پیش‌بینی شده تولید درطول دهه آینده از آمریکای شمالی و جنوبی و از اروپا است.

عکس-نمودار-خطی-رشد-در-آمریکای-شمالی،-جنوبی-و-اروپا
عکس-نمودار-خطی-رشد-در-آمریکای-شمالی،-جنوبی-و-اروپا

آنچه که این نمودار نشان نمی‌دهد این است که بیشتر این رشد در واقع از جانب آمریكای جنوبی تأمین خواهد شد. و اینکه بیشتر این توسعه با هزینه‌ی از بین بردن جنگل‌های طبیعی تأمین خواهد شد.

پس وقتی به این افزایش تقاضای مرکب از کشورهای قاره آفریقا، هند و چین نگاه می‌کنیم، و آن را با رشد مرکب تولید حاصل از چین و آفریقا و هند مقایسه می‌کنیم، می‌بینیم که شما، آمریکای شمالی و آمریکای جنوبی و اروپا با یک کمبود کالای کالری ۲۱۴ تریلیونی روبرو خواهید بود، و آن را نمی‌توان تولید کرد.

واین ضمناً مبتنی بر این فرض است که تمام کالری مازاد تولید شده در آمریکای شمالی و جنوبی و اروپا را فقط به هند و چین و آفریقا صادر کنیم.

تغییر الگوهای مصرف برای پیش گیری

آنچه من هم اکنون به نمایش گذاشتم دورنمای یک جهان غیر ممکن است. ما می‌توانیم برای حل آن دست به کاری بزنیم. می‌توانیم الگوهای مصرف را تغییر دهیم، می‌توانیم ضایعات غذایی را کاهش دهیم، یا آنکه تعهد جسورانه‌ای در بالا بردن تصاعدی بازده از خود نشان دهیم.

تغییر الگوی-مصرف-برای-پیش-گیری
تغییر الگوی-مصرف-برای-پیش-گیری

حالا، من نمی خواهم به بحث بپردازم که الگوهای مصرف را چگونه تغییر دهیم یا زباله های غذایی را کاهش دهیم، این گفتگوها چندی است در حال انجام شدن بوده است. ولی چیزی عوض نشده است.

کاری صورت نگرفته است زیرا در این گفتگوها انتظار می‌رود که کشورهای تولید مازاد در رویه خود تغییری به سود مناطق مواجه با کمبود، بوجود آورند. اینکه منتظر شویم تا دیگران در رفتارشان به سود ما و برای ادامه حیات ما تغییری بدهند ایده‌ی بسیار بدی است. بی حاصل است.

بهسازی و تجاری سازی صنایع کشاورزی در آفریقا و در هند

می‌خواهم جایگزینی را پیشنهاد کنم که برگرفته از مناطق سرخ رنگ است. چین، هند و آفریقا. چین تحت فشار است از این حیث که تا چه میزان زمین دراختیار دارد که برای کشاورزی در دسترس باشد، همچنین در زمینه منابع آبرسانی با دشواری بی مرز روبروست.

بنابراین راه حل در دست کشورهای آفریقا و هند است. هند تا کنون پیشرفت‌هایی داشته است در خصوص توسعه بالقوه محصولات. این فاصله‌ای است بین بازدهی کنونی هند با حداکثر بازدهی فرضی که می‌تواند بدست آورد. زمین‌های قابل کشت بهره‌برداری نشده هنوز هم دارد، ولی نه چندان زیاد، هند از حیث زمین نسبتاً در فشار است.

قاره آفریقا از سوی دیگر، هنوز زمین زراعی بسیار زیاد و امکان توسعه بازدهی قابل توجهی دارد. تصویر ساده‌تر این خواهد بود اینجا، اما با نگاهی به جنوب صحرای آفریقا و محصول کنونی ذرت آن، می‌بینیم در وضیعتی است که آمریکای شمالی در ۱۹۴۰ قرار داشت.

ما هفتاد و چند سال دیگر برای فهمیدن این مطلب در اختیار نداریم، برای همین به راهکار جدید نیاز داریم و به راهکار متفاوت نیاز داریم. راه‌حل با اصلاحات بهسازی آغاز می‌شود. می‌بایست به بهسازی و تجاری سازی صنایع کشاورزی در آفریقا و در هند دست زد.

تجاری سازی برای بهبود بخشیدن به زیر ساخت ها

منظور از تجاری سازی فقط کشاورزی تجاری نیست. تجاری سازی درباره بهره جویی از داده‌ها است تا ترفندهای کاری بهتری بوجود آوریم، تا زیرساخت‌ها را بهبود ببخشیم، تا هزینه‌های جابجایی را کاهش بدهیم، و در نظام بانکداری و بیمه اصلاحات ریشه ای ایجاد کنیم.

تجاری کردن آن است که کشاورزی را از یک مسئولیت پرخطر به یک مجاهدت پرثمر بدل سازیم. تجاری سازی تنها شامل کشاورزان نمی‌شود. تجاری سازی همه نظام کشاورزی را در برمی‌گیرد.

تجاری سازی همچنین به مفهوم روبرو شدن با این واقعیت است که دیگر نمی‌توان بار توسعه را تنها بر دوش کشاورز مقیاس خرد نهاد، و اینکه قبول کنیم که مزارع تجاری و رایج سازی آنها می‌تواند منجر به فراهم آمدن اقتصاد قابل ملاحظه‌ای بشود که کشاورزی خُرد هم از آن بهره‌مند شود.

نخستین مدل های موفق همزیستی و رستگاری

موضوع زراعت مقیاس خرد یا کشاورزی تجاری، یا کشاورزی کلان نیست. ما می‌توانیم نخستین مدل های موفق همزیستی و رستگاری را بیافرینیم. با داشتن کشاورزی خرد و کشاورزی تجاری به موازات یکدیگر. این به این دلیل است که برای نخستین بار، مهمترین ابزار موفقیت در صنعت (داده‌ها و دانش) روز به روز ارزان‌تر می‌شود.

و خیلی زود مهم نیست چقدر پول داری یا چقدر بزرگ هستی تا بتوانی در رسیدن به مقاصد مورد نظر خود و به حداکثر رساندن احتمال موفقیت تصمیمات مطلوب بگیری. شرکت هایی مثل Gro واقعاً سرسختانه می‌کوشند تا این را به یک واقعیت بدل کنند.

پس اگر بتوانیم به این ابتکار جدید و جسورانه که برای یک تغییر جدید و جسورانه است دست بزنیم، نه تنها می توانیم شکاف ۲۱۴ تریلیونی که از آن صحبت کردم را برطرف سازیم، بلکه واقعاً می‌توانیم جهان را در یک مسیر کاملاً جدید قرار دهیم.

هند می‌تواند خود کفایی غذایی خود را حفظ کند و آفریقا می‌تواند به عنوان منطقه آبی رنگ بعدی جهان ظهور کند.

پرسش تازه این است، چگونه ۲۱۴ تریلیون کالری تولید کنیم تا ۸/۳ میلیارد نفر را تا سال ۲۰۲۷غذا بدهیم؟ راه حل را داریم. فقط باید طبق آن عمل کنیم.

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here

fourteen + 17 =