توجه چیست؟

توجه دقیق به چیزی کارساده ای نیست، برای اینکه توجه ما در آن واحد به جهت های مختلفی جلب می شود.
عموما تصور بر این است که منظور از توجه فقط چیزی است که ما به آن تمرکز می کنیم ولی منظور ما از توجه درباره اطلاعاتی است که مغز ما تلاش می کند آنها را فیلتر کند.

دو راه برای هدایت توجه شما وجود دارد!

اول توجه آشکار است، در توجه آشکار شما چشمانتان را به سوی چیزی حرکت می دهید تا به آن توجه کنید.

دوم توجه پنهان است، در توجه پنهان شما به چیزی توجه می کنید بدون اینکه چشمانتان را به طرف آن شی‌ حرکت دهید. مثلا در رانندگی توجه آشکار شما، مسیر نگاه شما است که به سمت جلو است.

اما این توجه پنهان شما است که به طور مداوم محیط اطرافتان را بررسی می کند، جاهایی که در واقع شما به آنها نگاه مستقیم نمی کنید.

تشخیص عملکرد مغز با الگوهای مغز

من در رشته علوم اعصاب محاسباتی تحصیل کرده ام و روی واسط (تقابل) شناختی مغز و کامپیوتر(ماشین) کار می کنم.من عاشق الگوهای مغز هستم، الگوهای مغز برای ما مهم هستند چونکه بر اساس آنها ما می توانیم مدل هایی برای کامپیوترها بسازیم و براساس این مدل ها کامپیوتر ها می توانند عملکرد مغزما را تشخیص دهند.

اگر این عملکرد مختل شود، این کامپیوترها خودشان می توانند به عنوان دستگاههای کمکی برای درمان بکار بروند.

انجام یک آزمایش برای الگو های امواج مغزی

در مورد “توجه” حقیقتی که وجود دارد این است که ما می توانیم دقتمان را نه تنها توسط حرکت چشم بلکه توسط ذهنمان تغییر بدهیم. این امر باعث می شود که توجه پنهان مدل جالبی برای کامپیوتر باشد.

بنابراین من می خواستم بدانم که وقتی شما آشکارا یا پنهان به چیزی نگاه می کنید الگوهای امواج مغزی به چه شکلی هستند. به خاطر همین من یک آزمایش انجام دادم.

در این آزمایش دو عدد مربع چشمک زن وجود دارد. یکی از آنها با سرعتی کمتر از دیگری چشمک می زند، بسته به اینکه به کدام یک از این چشمک زن ها توجه می کنید، قسمت خاصی از مغز شما شروع به نوسان با همان سرعتی که چشمک زن دارد می کند.

تجزیه-و-تحلیل-سیگنالهای-مغز
تجزیه-و-تحلیل-سیگنالهای-مغز

بنابراین با تجزیه و تحلیل سیگنال های مغز شما، ما می توانیم پی ببریم که شما دقیقا به کجا نگاه می کنید یا دقیقا به کجا توجه می کنید، بنابراین برای دیدن اینکه وقتی شما توجه آشکارمی کنید چه اتفاقی درمغز شما می افتد، من از افراد خواستم تا مستقیما به یکی از مربع ها با دقت نگاه کنند.

در این حالت همانطور که انتظار می رفت مشاهده کردیم که این مربع های چشمک زن در سیگنال های مغزی آنها ظاهر شد که از طرف قسمت پشت سر آنها منشا می گرفت، جایی که مسئول پردازش اطلاعات بصری شما است.

سیگنال-قویتر-مربع-مورد-توجه-در-مغز
سیگنال-قویتر-مربع-مورد-توجه-در-مغز

اما من واقعا علاقه مند بودم تا ببینم وقتی شما توجه پنهان می کنید چه اتفاقی در مغز شما می افتد. بنابراین این بار از افراد خواستم تا به مرکز صفحه نمایش نگاه کنند و بدون اینکه چشمشان را حرکت دهند به یکی‌ از این دو مربع توجه کنند.

وقتی‌ این کار را انجام دادیم، مشاهده کردیم که هر دوی این چشمک زن ها در سیگنال های مغزی افراد ظاهر شدند، اما جالب این که فقط یکی از آنها که به آن توجه شده بود، سیگنال های قوی تری داشت.

پس یک چیزی در مغز بود که این اطلاعات را اداره می کرد، آن چیز در مغز اساسا فعال سازی ناحیه پیشانی بود.

قسمت پیشانی مغز مسئول اعمال شناختی در انسان است، این طور به نظر می رسد که قسمت پیشانی مغز به عنوان فیلتری کار می کند که سعی می کند اجازهٔ ورود اطلاعات فقط از چشمک زنی‌ بدهد که توجه شما به آن است و سعی در مهار اطلاعاتی می کند که از دیگری (نادیده گرفته شده) می آیند.

قابلیت فیلتر کردن مغز در واقع کلید توجه است، که برخی افراد فاقد آن هستند. برای مثال در افرادی که دچار بیش فعالی (ADHD) هستند.

شخص مبتلا به بیش فعالی نمی تواند این عوامل حواس پرتی را مهار کند و به خاطر همین این افراد نمی توانند برای مدت طولانی روی یک عمل واحد تمرکز کنند.

اما چه می شد اگر این شخص می توانست با مغزش که به کامپیوتر متصل شده است یک بازی کامپیوتری خاصی را انجام دهد و به مغز خودش تمرین دهد تا این عوامل حواس پرتی را مهار کند؟

کاربرد تقابل شناختی مغز و کامپیوتر در آینده

به هرحال بیش فعالی فقط یکی از مثال ها است، ما می توانیم این رابط های شناختی مغز و ماشین را برای دیگر زمینه های شناختی استفاده کنیم.

همین چند سال پیش بود که پدر بزرگ من دچار سکته شد و توانائی صحبت کردن را به کلی از دست داد او می توانست همه چیز را بفهمد اما راهی برایش نبود تا بتواند جواب بدهد.

کاربرد-تقابل-شناختی-بین-مغز-و-کامپیوتر
کاربرد-تقابل-شناختی-بین-مغز-و-کامپیوتر

حتی توسط نوشتن هم نمی توانست جواب بدهد چون او بیسواد بود (سواد خواندن و نوشتن نداشت) بنابراین او در سکوت درگذشت.

من به یاد دارم که در آن زمان به این فکر می کردم چه می شد اگر ما می توانستیم کامپیوتری داشته باشیم که بتواند بجای او حرف بزند؟ اکنون بعد از سالها که من دراین زمینه فعالیت می کنم می توانم تصور کنم که این کار می تواند امکان پذیر باشد.

وقتی افراد در مورد عکسی یا حتی حروف الفبا فکر می کنند مثلا حرف “الف” الگوی امواج مغزی متفاوتی نسبت به حرف “ب” تولید می کنند.

به همین ترتیب تصور کنید که یک روزی ما بتوانیم الگوهای امواج مغزی را پیدا کنیم، تا کامپیوتر بجای افرادی ارتباط برقرار کند که توانائی صحبت کردن ندارند؟

یا یک کامپیوتر بتواند به ما برای درک (فهمیدن) افکار یک شخص که در کما است کمک کند، ما هنوز به آن مرحله نرسیدیم، ولی با توجه کنید که ما به آن مرحله خواهیم رسید.

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here

1 × 3 =